مادوتا....(:

95/4/2ساعت 19:53


بخاطر حرفای پشت سرم دیگ اصلا نمیتونم زیاد بیام بیرون مث همیشه...بخاطر همین امروز برای یه ساعت اومدم پارک تا شاید تورو ببینم...اومدم وتوبا خنده و تمسخر جواب سلاممو با علیک سلام دادی و ازم رد شدی...دوستاتم که زبونشون ازخودشون نیست...دیگ پیش دوستات نگاتم نمیکنم...تا نه توسرزنشم کنی که وقتی بچه ها اینجان نیا پیشم ونه زبون اونا دراز باشه...بیخیال همه چی...دوست دارم اما چه فایده که برات مهم نیستم اونقدر که جلوی دوستات کوچیکم نکنی...


[ چهارشنبه 02 تیر 1395 ] [ 16:23 ] [ yasamin-mohammad ] [ ارسال نظر(0) ]

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران