95/4/3ساعت 1:09
داشتم میرفتم پیست...منودیدی...اس دادی بهم و ازم پرسیدی کجام...گفتم دارم میرم پیست وتنهام...ازم خواستی بیام پیشت...اومدم...حدودنیم ساعتی باهم بودیم...دوستات اومدن وهمه چیو خراب کردن...ازهمه بدترم داداشت بود...خیلی عصبی بودم ازدستت....بدترشد...ناراحتم...خیلی دلم گرفته و تو...خوشی...وبهونه شارژنداشتن نمیخوای ارومم کنی...امشب باهات حرف زدم....میفهمیدی عصبیم اما نتونستی ارومم کنی و حالا داغون داغونم...ولی توخوش باش...
[ چهارشنبه 02 تیر 1395 ] [ 21:40 ] [ yasamin-mohammad ]
[
ارسال نظر(0)
]

