مادوتا....(:

95/5/8 ساعت 21:07

 

امروز اومدم بیرون تا ببینمت اما نبودی...ازداداشت پرسیدم کجایی و گفت خونه خوابیدی...نخواستم مزاحم خوابت بشم حدود ده دقه پیش بت اس دادم که بهم زنگ بزنی اما اینکارو نکردی...شاید سرت شلوغه...عب نداره...قرار گذاشتم دیگ بیرون نیام و به یه سری کارای برنامه نویسی مشغول بشم تا کمتر دم دست و تکراری بشم...دلم برات تنگ شده...خیلی...


[ سه‌شنبه 08 تیر 1395 ] [ 17:38 ] [ yasamin-mohammad ] [ ارسال نظر(0) ]

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران